بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 83
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
قوله قس : المريد و المراد فى الأصل واحد مريد و مراد در اصل واحدند زيرا كه ارادت از صفت مريدى حق افاضه شده چنانچه محبت مردم از محبت اوست پس در حقيقت مريد و مراد ، حق است زيرا كه آنچه در مريديست عكس مريدى اوست كه ظهور كرده چنانچه در محب و محبوب « لكنّ الفرق بينهما انّ المريد مطلوب بالإرادة و المراد مطلوب بالحقيقة » ليكن فرق در ميان اين دو آنست كه مريد مطلوب است بسبب اراده يعنى ارادهء مريد اضافيست كه نسبت داده شده بر اراده و افاضهء حق ، و مراد مطلوب است با حقيقت ، يعنى مرادى مراد نسبت با مريد يا با حقتعالى مطلوب است با حقيقت يعنى مريد ، مطلوب حق يا مراد است نسبت با اراده ، ولى مراد ، مطلوب مريد يا حق است بمطلوبى حقيقى نه با سبب چيزى ، پس معلوم مىشود كه در اول سلوك بايد نسبت اضافى ارادتى ميان مريد و مراد باشد و مطلوبى مراد نسبت بذات خود بوده باشد و بسبب اين رابطه و فرق مريد غير از مراد است حاصل اينكه مريد بايد با سلوك و عمل ارادت را كامل نمايد و سلوك او قبل از جذبه است بخلاف مراد كه از اول مطلوب است بسبب جذبه و مجذوب سالك است . « ثمّ المريد مراد » يعنى در نهايت سلوك ، مريد مراد خواهد شد براى مريدان ديگر يا عين مراد اول خواهد شد بجهة فناء در شيخ . « و المراد مريد » و مراد هم مريد است از جهة بقاء مريد با مراد يا در مقام رجوع بخلق از حق بجهة تربيت مريد لباس جنسيت را مىپوشد و از مقام مرادى رجوع مىكند بمقام مريدى كه مشايخ قدس اللّه اسرارهم فرمودهاند . كسى مرد تمام است كز تمامى * كند در خواجگى كار غلامى قوله ق : « طلب الشّىء بالحقيقة ، بعض وجوده » يعنى اگر به حقيقت طلب چيزى بكنى و جويائى كنى خود طلب ، بعض وجود آن چيز است . گفت پيغمبر كه گر كوبى درى * عاقبت ز آن در برون آيد سَرى و ديگر اگر در طالب نمونه و اثرى از مطلوب نباشد طالب نباشد زيرا كه طالب و مطلوب هر دو مظاهر صفت حقّند قوله قس : من لم يحسن الطّلب لم يتحقّق بالمطلوب كسى كه خوب جويائى نكند با مطلوب متحقق نمىگردد هين مكش دست از طلب تا جان بود * كين طلب پيوند با جانان بود